در این آیه خداوند میفرمایند : هر کسی که هدایت یافت برای نفس خود هدایت یافت و هر کسی که گمراه شد و در تاریکی افتاد هم از نفس خود است، معلوم است که هدایت یک نور می خواهد و تاریکی گمراهی است ؛ کارما یا گناه یا سیئه دور انسان را مانند یک دیوار قطور احاطه می کند ( الله و نور و السماوات والارض ) نور الهی به ما نمی رسد دیگر انسان جایی را نمی بیند وگمراه می شود . این نور از طریق چاکراها دریافت و باز پس داده می شود و به این صورت راه روشن می شود ؛ هر چاکرا کاری انجام می دهد، به طور مثال محبت را چاکرای 4 راه اندازی میکند و یا آینده نگری را که تا قیامت رفتن است توسط چاکرای 6 انجام می شود و همینطور چاکرا های دیگر .... نور الهی به شما می تابد ولی شما آن را راه نمی دهید . یک سلول هدایت احتیاج داردتا بی رویه تکثیر شده وسرطانی نشود، مریض نشود هدایت این سلول هم از همان نور الهی صورت می گیرد یک سلول 64 پارامتر خون را بالا وپایین می کند آن هم یک نوع هدایت است هدایت تکوینی که از نور السماوات و الارض می گیرد .
بار کسی را کسی بر نمی دارد، این بار همان کارما است گفتیم که اعمال بد دور خود ما شکل می گیرد نه دور کس دیگر ! گناهی سیئه ای آمده دور خود ما را احاطه کرده نه دور کس دیگری ((خودت کرده ای ! ! )) این کارما را این بار کسی را کس دیگری بر نمی دارد دور خود آن شخص را گرفته و اجازه نمی دهد نور هدایت به آن شخص برسد چه تکوینی، چه الهی، چه احساسی، چه روحی، چه معنوی و چه روحی همه اینها در این نور هدایت الهی هستند و اگر بازتاب این گناه به ما بر گردد معذب می شویم، بیمارمی شویم و نمی توانیم در برویم ! این حساب و کتاب هستی است .
معذب نمی شویم و عذاب نمی کنیم ما شما را، مگر اینکه ' نَبْعَثَ رَسُولاً ' رسولی بر انگیخته بشود و وقتی که انسان کارما داشته باشد این رسول بر انگیخته نمی شود و نَبْعَثَ می شود.
نتیجه اینکه یک گناهی که میکنیم * نور الهی را به درونمان راه نمی دهد * رسول درونی مبعوث نمی شود * در دنیا و آخرت عذاب می کشیم .
نور الهی + گناه + گمراهی + احاطه + هدایت + کارما + رسول