میفرماید، هیچکس بارگناه دیگری را به عهده نمیگیرد . بارگناه چیست؟چرا گناه را بار میگویند؟ زیرا کارما وناس است، چون اورا از خداوند جدا کرده . ولی این بشر کم تجربه، بار گناه دیگری را برمی دارد. چگونه ؟ طرف دارد غیبت میکند، او گوش میکند، طرف صله رحم را انجام نمیدهد، بدترین بلاها در روزگار بخاطر انجام گناه به سرش میاید، بعد میآید با او همدردی میکند که این برداشتن بار گناه دیگری است .کسی که صله رحم نکند، بدبخت است، بیچاره است .وقتی این شخص بیچاره، درد دل میکند، کسی حرف های او را گوش میکند و درد دلهای اورا میشوند، این شخص بارگناهان اورا بدوش میکشد واو با درد دل، بارگناه خود را بدوش او میگذارد درحالیکه این بدبختیهایی که به سر او آمده، مربوط به گناهانش است نباید درد دل اورا گوش کنی، چون او دارد مورد تنبیه قرار میگیرد.این شخصی که درد دل میکند، در اصل خودش را راحت میکند وتو غم او را میخوری واو بار گناهش را بر دوش تو میگذارد.این غم بار گناه است، اوشکایت میکند، غیبت میکند، ناروا میگوید، وتو هم گوش میکنی، این گرفتن بار گناه است، به چراهای دیگران .گوش کردن به قضاوتهای دیگران وشکایت آنان وبا او همدردی کردن، موجب میشود که بار گناه او بردوش تو قرار گیرد .قرآن میفرماید، کسی قرار نیست که بار گناه دیگری را بدوش بکشد واین بار گناه را بردارد. این یک معنی ازاین آیه است، و دیگر اینکه، طرف میگوید توبرو اینکار را انجام بده، گناهش بامن . گناه کسی را به گردن کس دیگری نمی گذارند.اینکه بگوید، گناهش با من معنی ندارد .پس اینجا کسی بارگناه دیگری را به دوش نمیکشد وتو هم بار گناه دیگری را به گردن نگیر، کسانی که دروغ گفتن، صله رحم را قطع کردن، واکنون دارند خفت گناهان خود را میکشند.آنها با بدان نشسته اند ویا فالگیری کرده اند اکنون خفت آن را بدوش میکشند.نباید با این اشخاص همدردی کنی، کسیکه یادخدارا نمیکند یاد بنده خدا راهم نمیکند . باید این اشخاص را رها کنی وبارخودت را سنگین نکنی .